چه زود به دام میافتیم ما آدمها همانندِ
قاصدکهایی که تنها به گناه جست و خیزِ سر خوشانهشان در باد اسیرِ تار
عنکبوتهای چسبناک میشوند. از پلی بر نهر کوچکی میگذشتیم، در لابلای هر
نردهٔ پل، تار عنکبوتی و در قلب هر تار قاصدکی گرفتار! قاصدکها بسی خوش
شآنس بودند که پسرکم با چوبِ نوک تیزش آزادشان کرد و برای پروازِ
دوبارهشان شادمانی کرد!کاشکی ما هم یک ناجی با چوب دراز داشتیم که اینگونه از اسارت میرهانیدمان.